اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و احفظ قائدنا الامام خامنه ای

دلم کربلا میخواد، فقط همین

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و احفظ قائدنا الامام خامنه ای

دلم کربلا میخواد، فقط همین

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و احفظ قائدنا الامام خامنه ای

-السلام علی الحسین(ع) و علی علی ابن الحسین(ع) و علی اولاد الحسین(ع) و علی اصحاب الحسین(ع)
-اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک.
-اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد.
-انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و ولی لمن والاکم و عدو لمن عاداکم.
-اللهم العن معاویه و یزید بن معاویه و العن عبید الله ابن زیاد و ابن مرجانه و عمر بن سعد و شمرا (و خولی و حرمله) و آل ابی سفیان و آل زیاد و آل مروان الی یوم القیامه

تبلیغات
Instagram
مطالب پربحث‌تر

6 شهریور

بسم الله
سلام

این حدیثو بخونید:

درکتاب مزار البحار جلد صد، حدیثی از حضرت امام صادق علیه السلام  می باشد که به شرح ذیل است: کسی که برای زیارت امام حسین علیه السلام حرکت می کند. خداوند چهارهزارملک به استقبال او می فرستد و زمانی که به حرم میرسد میگویند خدایا به حرم رسید، حالا برگردیم به آسمان؟ خداوند میفرماید بمانید تا زیارتش تمام شود. زمانی که بالای سر حضرت دو رکعت نماز می خواند، فرشته ای می آید و می فرماید: پیامبر(ص) سلام رسانده وفرموده، خداوند تمام گناهانت را بخشید. بعد از اتمام زیارت میگویند خدایا زیارتش تمام شد، برگردیم؟ خدا میفرمایند او را به سلامت به خانه اش برسانید. آن چهار هزار فرشته او را به خانه اش می رسانند و فرشته ها می فرمایند: خدایا او را به در خانه اش رسانده ایم. آیا حالا به آسمان برگردیم؟ خداوند می فرمایند :در خانه ی زائرامام حسین (ع)بایستید تا او زنده است بر حسین گریه کنید وثوابش را برای زیارت کننده ی امام حسین(ع) بنویسید تا این که او زمان مرگش می رسد. فرشته ها به خدا می فرمایند: حالا زیارت کننده امام حسین از دنیا رفت. آیا به آسمان برگردیم؟ خداوند متعال می فرمایند: درمراسم غسل، کفن و نماز او شرکت کنید. فرشته ها می فرمایند:خدایا ماموریت ما تمام شد. آیا حالا به آسمان برگردیم؟ خداوند می فرمایند: بالای سر قبر زیارت کننده امام حسین (ع) بایستید و تا روز قیامت بر حسین گریه کنید و ثوابش را برای زیارت کننده ی امام حسین (ع) بنویسید.

پ.ن. من اصلا مشمول این حدیث نمیشم چون کثیفتر از این حرفام اما این حدیث مستند و درسته.
دقیقا پارسال همچین روزی و همچین ساعتی (12 ظهر) من تازه دو ساعت بود که از مرز مهران وارد عراق شده بودم. برای اینکه به زیارت عزیزترین کسان خدا برم. عزیزترین کسان خودمم هستن البته، اما من انقدر ضایعم که روم نمیشه بگم عزیزترین کسای من هستند. چند تا از دوستام شنبه دوباره رفتند کربلا، همونایی که پارسال با هم بودیم، اما من نرفتم :((( کاشکی خدا بطلبه پیاده روی اربعین امسالو کربلا باشم انشاالله :)

این زیارت که خدا انشاالله حداقل سالی یک بار نصیبتون کنه واقعا برای من یک رویا بود، یعنی هنوز که هنوزه بعد یک سال وقتی چشمامو میبندم و اون صحنه ها رو تو یادم میارم ذوق میکنم و میگم بابا تو کجا، اینجا کجا؟ توهم بوده بابا. کسی تو رو اینجا راه نمیده. اما بخدا راهم دادن. اصلا هنگ میکنم گاهی اوقات!! بخودم میگم یه رویای شیرین بود اما واقعا رویا نبود، اما رویایی بود. باور نکردنی بود. یادمه تو نجف یه قطره اشک هم نریختم. دوشب و سه روز نجف بودیم و من هرشب میرفتم جلو ایوان طلا مینشستم و چشم میدوختم به اون عظمت اما اشکام جاری نمیشد. به خودم میگفتم خاک بر سرت! فکر کردی فقط اینجا اومدن شرطه؟ اینکه اشکو ازت بگیرن از همه چی بدتره (همه همینجورن، بلا استثنا یه سری افراد تو کربلا اشکشون خشک میشه یه سری تو نجف و بیشتر هم تو کربلا خشک میشه، اینو از دوستام و کسایی که رفتن پرسیدما که میگم.)آره اینکه اشکو بگیرن بدتره، چون با خودت میگی تو سفری که یبار تو زندگیم اومدم اگه برا آقا و عظمتش اشکام نیاد پس کی بیاد؟ خلاصه من یکی دو قطره اشک تو این دو روز ریختم و اونم وقتی بود که به آقا شکایت کردم که آقا منو آوردی اینجا ضایعم کنی همه فرشته های حرمت بهم بخندن؟ :(

بعد رفتیم کربلا. وای کربلا، آخ کربلا. آقا پول قرض کنید برید کربلا. بخدا کربلا ندیده بمیرید حیفه ها. از ما گفتن بود. راه نجف تا کربلا با احتساب ایستای بازرسی و... 4 ساعتی فکر کنم طول کشید. آقا ما هم که پر از بغض بودیم از نجف، تو ماشین گوشیمو درآوردم و هندزفری تو گوشم و نوحه و روضه ی حاج محمود. خدا خیرت بده حاج محمود. الهی کنار امام حسین بشینی تو بهشت. نوحه های محرم 90 که خودمم تو هیئتش بودمو گوش میکردم و بعد یه ساعت اشک بود که مثل طفل مادر مرده میومد از چشمام. شاید 1/5 ساعت گریه کردم و حسابی خالی شدم برا آقا. نزدیک کربلا باز بند اومد. انقدر ترسیدم. گفتم نکنه هر چی بود تو راه خالی کرده باشیم و اینجام اشکی نیاد؟ :(((

شب که رفتیم حرم خلوت بود. رفتم داخل، کنار ضریح به دیوار تکیه دادم و یه نگاه به سقف و گنبدی که من زیرش بودم و میگفتن همه دعاها زیرش مستجابه کردم. و بعد زدم زیر گریه (خدایا دمت گرم، ارباب دمت گرم این بنده ی کثیفتو راه دادی و اشکم بهش دادی) هر چی میخواستم از ظهور آقا و سلامتی رهبرم و پدر و مادر و... تا ازدواج رو همون شب اول خواستم. همش رو هم آقا بهم داده و اگه هم نداده باشه مطمئنم میده. تو حرم عمو عباس هم همینطور، تو قتلگاه، تو تل زینبیه. همه جا چشمه ی ما جاری بود به حمدالله.

روز وداع هیچوقت یادم نمیره. از یک ساعت قبل اذان صبح رفتیم حرم، زیارت عاشورایی که خودم خوندم و سینه زنی و بعدم نماز صبح. بعد نماز با چند تا از بچه ها از در ضریح که میومدیم سمت حیاط مثل بچه ای که مادرشو گذاشته تو خاک و داره ازش دور میشه بودیم. هی زار میزدیم. هی 3 قدم میرفتیم باز 4 قدم برمیگشتیم سمت ضریح. هی درو محکم میگرفتیم که آقا تو رو خدا ما رو بیرون نکن :((( گریه میکردیم که آقا تو رو خدا این زیارت اول و آخر ما نباشه ها.

کاظمین رفتیم و بعد سامرا هم که بعد از انفجار توسط عده ای حرامزاده واقعا بوی غربت آقامون امام زمان(عج) رو میداد. اما امام جواد(ع) و امام کاظم(ع) توی کاظمین حرم خوشگلی داشتن و یجورایی مثل مشهد خودمون بود. بالاخره پدر و پسر حضرت رضا(ع) هستند دیگه.

یه چیزی رو دلی بگم. واقعا تا وقتی کربلا نرفتی برات آرزو هست که بری اما وقتی یبار رفتی دیگه باید زود بزود بری. یعنی دلت همش اونجاست. همش دلت میخواد بری. اینم از خیلیا پرسیدم همه همینو گفتن. بعد از رفتنشون تشنگیشون صد برابر شده برای دیدن حرم ارباب.

پ.ن. اینا درد دل بود و قصد ریا و فخرفروشی نداشتم. اگه چنین برداشتی بکنید راضی نیستم.

بعدنوشت: شنیدم که تو میدون ونک دو تا خانم دستگیر شدن که رو ساپورتشون پرچم اسرائیل بوده، واقعا ماها شورشو درمیاریم تو همه چی. ساپورت خودش به اندازه کافی لعنه الله علیه هست، حالا دیگه با پرچم اسرائیل... بقول دوستی: یه روزی میرسه که زنان محجبه غربی زن بی حجاب ایرانی رو نهی از منکر میکنن، و با این سرعت ما در بی حجاب و بی اخلاق شدن، اونروز دیر نیست خیلی.

نکته آخر اینکه دوشنبه 11 شهریور کارگر شمالی روبروی پمپ بنزین، مسجد حضرت امیر(ع)، از ساعت 10 صبح، سخنران: حاج آقا علوی تهرانی (که من واقعا عاشق ایشونم و شیرین حرف میزنه و باسواد و کار درسته خلاصه)، مداح هم عشقم حاج محمود آقای کریمی که خدا انشاالله حفظش کنه.

التماس دعا
یاعلی
  • سیدِ حسنی

نظرات  (۳)

سلام سید
حسابی جات خالی بود جهادی

پاسخ:
سلام
خوش به سعادتت. منم جات خالی شهرتون بودم دعات کردم حرم آقا
وای خدایا این حدیثو که خوندم تنم لرزید...
من حقیر و فقیر الی الله اگه خدا بخواد و زنده بمونم و طلب بشم و لایق باشم که نمیدونم هستم یا نه...
انشالله 24ام این ماه عازم سرزمین عراق میشم...دلم شور میزنه!احساس میکنم اگه از نزدیک اونجا رو ببینم،حرم مولامون علی علیه السلام،بین الحرمین و ...دیوونه میشم،لال میشم ، میمیرم...
اصن باوردم نمیشه یعنی میشه انقدر قابل باشم که راهم بدن اونجا؟! آخه من که بنده بد ِ بدِ بدِ خدام...:((( اصن اگه برم اونجا آدم میشم؟!!؟؟
پاسخ:
سلام
خوش بحالتون. حتما منو دعا کنید.
برید و لذتشو ببرید، اما واقعا رویاست.
ضمن اینکه از اینکه مخاطب این حدیث قرار میگیرید به خودتون ببالید

علیک سلام

اشکال نداره از شعری خوشمون بیاد منم گفتم که از شعرش خوشم اومد

ولی اعتراف میکنم محتوا ندارن

خواهش میکنم:)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی