اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و احفظ قائدنا الامام خامنه ای

دلم کربلا میخواد، فقط همین

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و احفظ قائدنا الامام خامنه ای

دلم کربلا میخواد، فقط همین

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و احفظ قائدنا الامام خامنه ای

-السلام علی الحسین(ع) و علی علی ابن الحسین(ع) و علی اولاد الحسین(ع) و علی اصحاب الحسین(ع)
-اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک.
-اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد.
-انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و ولی لمن والاکم و عدو لمن عاداکم.
-اللهم العن معاویه و یزید بن معاویه و العن عبید الله ابن زیاد و ابن مرجانه و عمر بن سعد و شمرا (و خولی و حرمله) و آل ابی سفیان و آل زیاد و آل مروان الی یوم القیامه

تبلیغات
Instagram
مطالب پربحث‌تر

۵ مطلب در مرداد ۱۳۹۲ ثبت شده است

کربلا

بسم الله
سلام

پارسال همین موقع ها بود که من بیچاره روسیاه غرق گناه بووووق رو راه دادن به نجف و کربلا و کاظمین و سامرا. عکسش رو فردا میذارم چون تاریخ دقیق حرکت یادم نیست. الانم خیلی خیلی دلم گرفته و کربلا میخواد. و یهویی دو روز پیش اینا به دستم رسید.
یه سری اشعار فوق العاده که با صدای استاد کریمخانی (خواننده ی آمدم ای شاه پناهم بده) به دستم رسید.

برید ادامه مطلب برای خوندن اشعار و دانلود صوت

به ذره گر نظر لطف بوتراب کند

بسم الله
سلام به همگی
الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه علی ابن ابیطالب (ع)

فاضل بزرگوار سید جعفر مزارعى روایت کرده : 

یکى از طلبه هاى حوزه باعظمت نجف از نظر معیشت در تنگنا و دشوارى غیر قابل تحملّى بود. روزى از روى شکایت و فشار روحى کنار ضریح مطهّر حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام)عرضه مى دارد : شما این لوسترهاى قیمتى و قندیل هاى بى بدیل را به چه سبب در حرم خود گذارده اید ، در حالى که من براى اداره امور معیشتم در تنگناى شدیدى هستم ؟!

شب امیرالمؤمنین (علیه السلام) را در خواب مى بیند که آن حضرت به او مى فرماید : اگر مى خواهى در نجف مجاور من باشى اینجا همین نان و ماست و فیجیل و فرش طلبگى است ، و اگر زندگى مادّى قابل توجّهى مى خواهى باید به هندوستان در شهر حیدرآباد دکن به خانه فلان کس مراجعه کنى ، چون حلقه به در زدى و صاحب خانه در را باز کرد به او بگو :
به آسمان رود و کار آفتاب کند .

پس از این خواب ، دوباره به حرم مطهّر مشرف مى شود و عرضه مى دارد : زندگى من اینجا پریشان و نابسامان است شما مرا به هندوستان حواله مى دهید !!

بار دیگر حضرت را خواب مى بیند که مى فرماید : سخن همان است که گفتم ، اگر در جوار ما با این اوضاع مى توانى استقامت ورزى اقامت کن ، اگر نمى توانى باید به هندوستان به همان شهر بروى و خانه فلان راجه را سراغ بگیرى و به او بگویى :
به آسمان رود و کار آفتاب کند.

پس از بیدار شدن و شب را به صبح رساندن ، کتاب ها و لوازم مختصرى که داشته به فروش مى رساند و اهل خیر هم با او مساعدت مى کنند تا خود را به هندوستان مى رساند و در شهر حیدرآباد سراغ خانه آن راجه را مى گیرد ، مردم از این که طلبه اى فقیر با چنان مردى ثروتمند و متمکن قصد ملاقات دارد ، تعجب مى کنند .
وقتى به در خانه آن راجه مى رسد در مى زند ، چون در را باز مى کنند مى بیند شخصى از پله هاى عمارت به زیر آمد ، طلبه وقتى با او روبرو مى شود مى گوید :
به آسمان رود و کار آفتاب کند

فوراً راجه پیش خدمت هایش را صدا مى زند و مى گوید : این طلبه را به داخل عمارت راهنمایى کنید و پس از پذیرایى از او تا رفع خستگى اش وى را به حمام ببرید و او را با لباس هاى فاخر و گران قیمت بپوشانید.

مراسم به صورتى نیکو انجام مى گیرد و طلبه در آن عمارت عالى تا فردا عصر پذیرایى مى شود . فردا دید محترمین شهر از طبقات مختلف چون اعیان و تجار و علما وارد شدند و هر کدام در آن سالن پر زینت در جاى مخصوص به خود قرار گرفتند ، از شخصى که کنار دستش بود ، پرسید : چه خبر است ؟

گفت : مجلس جشن عقد دختر صاحب خانه است . پیش خود گفت : وقتى به این خانواده وارد شدم که وسایل عیش براى آنان آماده است .

هنگامى که مجلس آراسته شد ، راجه به سالن درآمد ، همه به احترامش از جاى برخاستند و او نیز پس از احترام به مهمانان در جاى ویژه خود نشست .

آنگاه رو به اهل مجلس کرد و گفت : آقایان من نصف ثروت خود را که بالغ بر فلان مبلغ مى شود از نقد و مِلک و منزل و باغات و اغنام و اثاثیه به این طلبه که تازه از نجف اشرف بر من وارد شده مصالحه کردم ، و همه مى دانید که اولاد من منحصر به دو دختر است ، یکى از آنها را هم که از دیگرى زیباتر است براى او عقد مى بندم ، و شما اى عالمان دین ، هم اکنون صیغه عقد را جارى کنید . 

چون صیغه جارى شد طلبه که در دریایى از شگفتى و حیرت فرو رفته بود ، پرسید : شرح این داستان چیست ؟

راجه گفت : من چند سال قبل قصد کردم در مدح امیرالمؤمنین (علیه السلام) شعرى بگویم ، یک مصراع گفتم و نتوانستم مصراع دیگر را بگویم ; به شعراى فارسى زبان هندوستان مراجعه کردم ، مصراع گفته شده آنها هم چندان مطلوب نبود ، به شعراى ایران مراجعه کردم ، مصراع آنان هم چندان چنگى به دل نمى زد ، پیش خود گفتم حتماً شعر من منظور نظر کیمیا اثر امیرالمؤمنین (علیه السلام)قرار نگرفته است ، لذا با خود نذر کردم اگر کسى پیدا شود و مصراع دوم این شعر را به صورتى مطلوب بگوید ، نصف دارایى ام را به او ببخشم و دختر زیباتر خود را به عقد او در آورم ، شما آمدید و مصراع دوم را گفتید ، دیدم از هر جهت این مصراع شما درست و کامل و تمام و با مصراع من هماهنگ است . 

طلبه گفت : مصراع اول چه بود ؟ 

راجه گفت : من گفته بودم :
به ذرّه گر نظر لطف بوتراب کند

طلبه گفت : مصراع دوم از من نیست ، بلکه لطف خود امیرالمؤمنین (علیه السلام) است .

راجه سجده شکر کرد و خواند :

به ذرّه گر نظر لطف بوتراب کند *** به آسمان رود و کار آفتاب کند

منبع: کتاب عبرت آموز، تالیف استاد شیخ حسین انصاریان

بازم میگم الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه علی ابن ابطالب(ع) و چقددددددددر متاسفم برای اهل سنت که از این نعمت محرومند و اون دنیا هیچ حرفی در پیشگاه خدا ندارند. بزودی از ولایت مولا و عاقبت کسی که ولایت ایشان رو نداره براتون مینویسم.

التماس دعا، یاعلی

عیدتون مبارک :)

بسم الله
سلام

عید همگی مبارک



شما رو دعوت میکنم به نماز عید پشت سر عشقم آقا سید علی آقای خامنه ای :*

انشا الله آدم بشم و بشیم و اصلاح بشیم و لایق بشیم که امام زمانمونو ببینیم به حق این روزهای عزیز. فردا سر نماز برای سلامتی امام عصر(عج) و رهبرمون دعا کنید. برای شفای مریضا دعا کنید. برای عاقبت بخیری جوونا دعا کنید. برای درست شدن وضع عفاف و حجاب دعا کنید. برای با غیرت شدن مردا دعا کنید. برای رفاه مردم دعا کنید. برای این دولت جدید و اینکه تو خط نظام بمونن و اونوری نشن دعا کنید. برای پدر و مادرامون دعا کنید. دعا کنید امام حسین ما رو بطلبه و بعدشم بریم مکه و مدینه. دعا کنید نسل وهابی های حرومزاده منقرض بشه انشاالله، دعا کنید نسل سلفی های کثیف منقرض بشه انشاالله. دعا کنید اسرائیل از صحنه روزگار محو بشه انشاالله. دعا کنید دولتمردان آمریکا یا آدم بشن (که نمیشن) یا نابود بشن و دست از سر این همه آدم بی گناه بردارن. دعا برای لبنان و فلسطین و سوریه فراموش نشه. دیگه یادم نمیاد، آهان برای ازدواج جوونها دعا کنید و برای رشد معنوی جوونها.زندانیای نیازمند و همه مقروضین هم دعا کنید. برای من هم دعا کنید.

یا علی

مهریه حوریان بهشتی

بسم الله
سلام
این مطلب رو عینا از اینجا نقل میکنم بلکه یکم ما مردا رفتارمون با خانوادمون بهتر بشه.

در فرهنگ اسلامی اولویت و تقدم خانواده یک اصل به حساب می آید و روایات فراوانی بر آن دلالت دارند؛ متن زیر برگرفته از کتاب مفاتیح الحیاة اثر آیت الله جوادی آملی در این خصوص مرور می کنیم:

تبریک و تسلیت

بسم الله
سلام

من چون این چند وقته سرم شلوغ بود نتونستم ولادت جد بزرگوارمو تبریک بگم برای همین با عرض معذرت و با تاخیر تبریک میگم.


و اما بعدش تسلیت میگم ایام شهادت جد بزرگترم حضرت امیر (ع) رو به همه ی شیعیان و محبان ایشون. من درسته میگم جدم و اجدادم، اما هیچ شباهتی به این بزرگان ندارم بلکه مایه ی ننگشونم، یه وقت سوء تفاهم پیش نیاد. انشالله قسمتتون بشه برید مسجد کوفه و اینجا رو که محراب مسجد هست از نزدیک ببینید و به یاد مظلومیت مولامون اشک بریزید.



سه تا شب در پیش داریم که روی هم سه هزار شب می ارزند. 3000 رو تقسیم بر 365 کنید میشه بیشتر از 8 سال. تو سه شب میتونید اندازه ی 8 سال خدا رو صدا بزنید. پس کم نذارید و غفلت نکنید مث من غافل نباشید. نمیدونم میخواید چیکار کنید ولی نذارید از کفتون بره این شبا. منم دعا کنید و دعا کنید آمرزیده بشم. برای پدر و مادراتون و پدر و مادر منم دعا کنید. 

بعد نوشت: من حواسم نبود. لیله القدر خیر من الف شهر یعنی شب قدر از 1000 ماه برتره. پس مجموعا 3000 ماه داریم و اگه به 12 تقسیم کنیم میشه 250 سال!!!!! یعنی تو سه شب میشه اندازه 250 سال با خدا حرف زد. حالا دیگه خود دانیم.
یاعلی